محدثه عردس خاله میگه یه بار دیذم تو معانی محدثه نوشته کسیکه به فرشته ها سخن میگوید
برچسب:
نویسنده: یلدا اسدی
صبح رفتبم خونه صدیقه دختردایی بابا، مانی ماشینشونو دید
گریه مبکرد سوییچ بدبن من ماشینتونو جابه جاکنم
شب صدیق و شوهرش اومدن خونمون عید دیدنی،علی اکبر تا اومد سوییچ داد مانی،گفت به خانومم گفتم چرا گذاشتی باگریه بره،سوییچ میدادی بهش ،اون که بلد نیست روشن کنه
وقتی میخواستن برگردن من سوییچو از مانی کرفتم دادم بهش،گفت به زور که نگرفتی؟
برچسب:
نویسنده: یلدا اسدی
دیروز هلیا اومده بود خونمون به مانی گفتم برو باهاش بازی کن رفته به هلیا میگه:هلیا اسمت چیه؟
برچسب:
نویسنده: یلدا اسدی